مرتضى مطهري
32
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
است يا تابع شرايط طبيعى ؟ و به عبارت ديگر آيا از نوع فرمولهاى علمى است و به اينها شباهت دارد يا از نوع قوانين مدوّنهء بشرى است و شبيه آنهاست ؟ بديهى است كه تابع شرايط قراردادى نيست ، يعنى اينطور نيست كه هركس تبعهء اسلام يا دولت اسلام شمرده شود از مزاياى قبولى اعمال استفاده مىكند و هركس تبعه شمرده نشود استفاده نمىكند . برگ تابعيت اسلام : آنچه در اسلام به منزلهء برگ تابعيت شمرده مىشود اقرار زبانى « * ( اشهد ان لا إله الَّا الله و اشهد ان محمداً رسول الله ) * » است . ظاهراً اين قدر مسلَّم باشد كه صرف اقرار زبانى كه ملاك تابعيت اسلامى است ملاك قبولى عمل و تفاوت بين افراد نيست ، ولى ملاك آثار اجتماعى و قراردادى از قبيل طهارت جلد و جواز نكاح هست . تأثير و شرطيت ايمان : و اما ايمان . ايمان به معنى ايمان به خدا و قيامت مىتواند شرط تكوينى قبول عمل باشد ، زيرا نسبت دنيا و آخرت نسبت ظاهر و باطن و نسبت تخم و محصول است . طبيعت عمل بايد طورى باشد كه به آن عالم صعود كند ، طبيعت عمل علَّيينى باشد نه سجّينى . كسى كه به خدا ايمان ندارد ممكن نيست كه عمل وى با انگيزهء الهى و اخروى باشد و عاملْ عمل را وسيلهء بالا رفتن قرار دهد . معنى ندارد كه عمل وى موجب قرب به خدا و تعالى ملكوتى بشود . و كسى كه ايمان به آخرت ندارد و عملى را هرگز به منظور آخرت انجام نمىدهد معنى ندارد كه عمل وى نتيجهء اخروى داشته باشد . ايمان به نبوت و ولايت . : و اما ايمان به نبوت يا ولايت از لحاظ قبولى عمل . اينجاست كه مىتوان گفت هم عقلًا و تكويناً دليلى نداريم و هم اينكه در آيات قرآن تصريحى به اين مطلب نشده است . اصل آزادى در دين : آنچه در قرآن تصريح شده اين است : * ( و من يبتغ غير الاسلام ديناً فلن يقبل منه . ) * بدون شك هيچ دينى غير از اسلام مقبول و پذيرفته نيست و بحث ما در اين نيست كه آزادى در دين است و هركسى كه به دين خود عمل كند اهل نجات است ، زيرا مسلماً هركسى موظف است دين داشته باشد و جز اسلام دين مقبولى نيست . هيچ كس از آن نظر كه مسئول است دين داشته باشد و متدين به دينى و متعبد به آيينى باشد و آن دين و آيين را از